خوش به حال شیراز!

خوش به حال شیراز
نه بخاطر حافظ و سعدی
نه بخاطر هوای اردیبهشتش
یا تخت جمشید و تاریخش
خوش به حال شیراز
فقط بخاطر حضور تو
بخاطر اینکه قد کشیدنت 
خنده‌های کودکانه‌ات
حال خوب دلت
همه چیز را شاهد بوده

+ شاید مسخره باشه من هیچ وقت نمی‌تونم ببینمش ولی هر وقت میره شیراز دلم می‌گیره هم بخاطر اذیت شدنش هم دورتر شدنش!...
۱۶ رای

بد قول‌ ترینم

ببخشید آقا بد قولی کردم
اصلا من بد قول ترین انسان کره زمینم
من قول دادم به شما
گفتم تا مردی عاشقم نشده عاشق نمی‌شوم
اما زیر قولم زدم عاشقتان شدم
البته من مقصر نیستم من به شما اخطار کردم
گفتم بیش از این نمی‌توانم دلم را پی نخود سیاه بفرستم 
آخر شما مدام دلبری می‌کنید 
شما خودت قاضی باش
می‌‌شود عاشق شما نشد؟
مگر چند نفر مثل شما هست؟
چند نفر هستند که خنده‌شان کارخانجات قند جهان را ورشکست کنند؟
چند نفر واقعا بوی امنیت می‌دهند؟
چند نفر تو هستند، آقا؟
حق بدهید عاشق‌تان باشم
شما باید خودتان را یک بار از دریچه چشمان من ببینید تا حق بدهید
تا ببینید نمی‌شود عاشق شما نشد...
۷ رای

جام جهانی چشم‌هایت

جام جهانی چشم‌هایت هم شد موضوع که از آن بنویسم؟

مگر در چشم‌هایت اثری از جوانمردی هست؟! فوتبال یک مسابقه جوانمردانه است!

اما امان از چشم‌های تو، چشم‌هایت قاتل جان‌اند... جان می‌گیرند...

کدام جام جهانی در چشم‌هایت برگزار شده؟

هیچ‌کدام... 

اما یقینا جنگ جهانی سوم در چشم‌های توست.

جنگی ناعادلانه بین چشم‌هایت و قلب و مغز ضعیف من...

اصلا چرا جام جهانی چشم‌هایت؟ مگر تنها چشمان غارتگر احساسات من هستند؟ 

پس مهربانی‌ات چه؟ خنده‌هایت؟ شیطنت‎هایت...

مگر فقط چشمانت در دل من غوغا کرده‌اند؟ 

تو تماما جنگ به راه انداخته‌ای با مردانگی‌هایت 

تا تصویر تو در قاب چشمان من است مگر می‌شود به کس دیگری فکر کرد؟ 

مگر هست کس دیگری که تماما خوبی باشد؟

هست کسی جز تو که همه چیزش دلربا باشد؟

تو در دل من جنگ به پا کرده‌ای با نگاهت، لبانت، صدایت، تیپت...

تو برنده جام جهانی که نه پیروز تمام جنگ‌هایی...

امان از چشم‌های ناجوانمردت...

۲ رای
درباره چوگویک
نه پی زمر و قمارم نه پی خمر و عقارم
نه خمیرم نه خمارم نه چنینم نه چنانم

من اگر مست و خرابم نه چو تو مست شرابم
نه ز خاکم نه ز آبم نه از این اهل زمانم

"مولانا"
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان